درباره وبلاگ


yt729@yahoo.com

مدیر وبلاگ : یاسر طاهری توبنی
نظرسنجی
نظر شما درباره ی احداث جاده در مراتع(نسبتا" بکر) داکوه چیست؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کشکول تنکابن
چقدر سفره برکت خدا وسیعه؛ کاش چشامون ببینه!!!




دلم می خواد باز به داکوه  برگردم *** بازهم به اون گیل زمینسو  برگردم

برم اونجا بشینم در کنار ورزاخونی*** به یاد پیازچال و اون رجه میچکاخونی

خودم  اینجا  دلم  اونجا همه دار و  ندارم اونجا  *** ای خدا لاک من و مرسم و گالم اونجا
 
چی بگم با کی بگم،شولام و از پیش کی پیدا کنم***  چاره ای  به  این  دل  شیدا  کنم
 
دلم می خواد باز به داکوه برگردم...




وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ

فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ

آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ





نوع مطلب : داکوه-Dakooh، شعر و شاعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 12 فروردین 1392 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
چهارشنبه 27 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
سه شنبه 26 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
یکشنبه 24 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
جمعه 22 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
جمعه 22 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
پنجشنبه 21 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
چهارشنبه 20 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
چهارشنبه 20 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
سه شنبه 19 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()

«ما همه در خواب هستیم و وقتی که می میریم تازه بیدار می شویم»

                                                                                                                                                                امام علی (ع)


بر مزارم بنویسید:

                             یکی شاخه ی خشکیده ی فرتوت درخت

                                                                                          یکی دانه ی افتاده به خاک

که ز خوابی که به کابوس برابر می شد

گشته بیدار کنون.

خواب من بیداریست،

گرچه بیداری من خواب گرانی بود است؛

غفلتم را تو ببخش،

که بزرگی و کریم.

                                        (میرزا)






نوع مطلب : شعر و شاعر، 
برچسب ها : جمله امام علی(ع)، شعر، شعر نو،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 18 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()


تجسم کن زمانی را ...
که با ابریشمین نقش خیالت
صُفه ی ایوان قلبم را
به دستان نیایش فرش می کردم

تجسم کن زمانی را ...
که با بال و پر سیمرغ گونِ نام تو هردم
تمام هستی ناقابلم را من
نثار عرش می کردم

تجسم کن زمانی را ...
که با جاروب مژگانم
تمام گردهای دوری از یاد عزیزت را
زجان خسته ام رُفتم

تجسم کن زمانی را ...
که با آئینه های انتظار تو
تمام پرده های شام غیبت را
به خورشید ظهورت ، نقش می کردم





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو،
لینک های مرتبط :


شنبه 9 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()
زندگی ساعت تفریحی نیست
که فقط با بازی
یا با خوردن آجیل و خوراک
بگذرانیم آن را
هیچ می دانی آیا
ساعت بعد چه درسی داریم؟
زنگ اول دینی
آخرین زنگ حساب! سلمان هراتی

 

سجاده ام كجاست؟
می خواهم از همیشه ی این اضطراب برخیزم
این دل گرفتگی مداوم شاید،
تأثیر سایه ی من است،
كه این سان گستاخ و سنگوار
بین خدا و دلم ایستاده ام
سجاده ام كجاست؟ سلمان هراتی

 

جهان، قرآن مصور است
و آیه ها در آن
به جای آن كه بنشینند، ایستاده اند
درخت یك مفهوم است
دریا یك مفهوم است
جنگل و خاك و ابر
خورشید و ماه و گیاه
با چشم های عاشق بیا
تا جهان را تلاوت كنیم سلمان هراتی

 

مثل ستاره
پر از تازگی بودی و نور
و در دستت انگشتری بود از عشق
و پاکیزه مثل درختی
که از جنگل ابر برگشته باشد

سرآغاز تو
مثل یک غنچه سرشار پاکی
زمین روشنی تو را حدس می زد
تو بودی ،هوا روشنی پخش می کرد

و من
هر گلی را که می دیدم از
دستهای تو آغاز می شد
و آبی که از بیشه ای دور می آمد آرام
بوی تو را داشت

من از ابتدای تو فهمیده بودم
که یک روز خورشید را خواهی آورد
دریغا تو رفتی!
هراسی ندارم
مهم نیست ای دوست
خدا دستهای تو را
منتشر کرد... سلمان هراتی

 

پیش ازتو آب معنی دریا شدن نداشت 
شب مانده بود و جرئت فردا شدن نداشت
بسیار بود رود در آن برزخ کبود 
اما دریغ زهرهٔ دریا شدن نداشت
در آن کویر سوخته، آن خاک بی بهار 
حتی علف اجازهٔ زیبا شدن نداشت
گم بود درعمیق زمین شانهٔ بهار 
بی تو ولی زمینهٔ پیدا شدن نداشت
دلها اگر چه صاف ولی از هراس سنگ 
آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت
چون عقده‌ای به بغض فرو بود حرف عشق 
این عقده تا همیشه سر وا شدن نداشت سلمان هراتی

 

آدم را میل جاودانه شدن
از پله های عصیان بالا برد
و در سراشیبی دلهره ها
توقف داد
از پس آدم،آدمها
تمام خاک را
دنبال آب حیات دویدند
سرانجام
انسان به بیشه های نگرانی کوچید
و در پی آن میل
جوالهای زر را
با خود به گور برد تا امروز
و ما امروز
چه روزهای خوشی داریم
و میل مبتذلی که مدام ما را
به جانب بی خودی و فراموشی می برد  سلمان هراتی

 

هوا کبود شد، این ابتدای باران است
دلا دوباره شب دلگشای باران است
نگاه تا خلاء وهم می‌کشاندمان
مرا به کوچه ببر، این صدای باران است
اگرچه سینه من شوره زار تنهایی است
ولی نگاه ترم آشنای باران است
دلم گرفته از این سقفهای بی روزن
که عشق رهگذر کوچه‌های باران است
بیا دوباره نگیریم چتر فاصله را
که روی شانه‌ی گل، جای پای باران است
نزول آب حضور دوباره برگ است
دوام باغچه در های‌های باران است سلمان هراتی

 

سلام بر آنان‌
كه در پنهان خویش
‌بهاری برای شكفتن دارند
و می‌دانند هیاهوی گنجشكهای حقیر
ربطی با بهار ندارد
حتی كنایه‌وار
بهار غنچه‌ی سبزی است‌
كه مثل لبخند باید
بر لب انسان بشكفد
بشقاب‌های كوچك سبزه
‌تنها یك «سین‌»
به «سین‌»های ناقص سفره می‌افزاید
بهار كی می‌تواند این همه بی‌معنی باشد؟
بهار آن است كه خود ببوید
نه آن‌كه تقویم بگوید سلمان هراتی

 

بهار فلسفه ساده ای است
برای آنکه بدانیم
زمین عرصه کوچ است
و غفلت
آه غفلت
چه دریغ مطولئ دارد سلمان هراتی

 





نوع مطلب : شعر و شاعر، 
برچسب ها : شعر نو، سلمان هراتی، شعر و شاعر، زیباترین شعرهای نو،
لینک های مرتبط : شعر های کوتاه و زیبا،


جمعه 8 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()

بسمه تعالی

با روشن شدن موتور پیشرفت ، چراغ رسم های دیرینه رو به باد قرارگرفت  و بخش زیادیش به معنای واقعی خاموش شد و از اون جز کورسویی تو خاطر قدیمی ها باقی نمونده.


 در اینجا به گوشه ای از رسومات مردم نشتارود تنکابن پرداخته شده.


رسم شماره 4: شیلان کشی(شیلون)
تهران- میراث خبر <br>گروه فرهنگ، نسیم خلیلی: روزهای نوزدهم و بیست و یکم ماه رمضان که مصادف است با شب های احیا، برای مسلمانان شیعه مذهب، حرمت و قداستی فراوان دارد. مردم این روزها و شب ها را معمولا به دعا و نیایش و راز و نیاز می گذرانند و اگر استطاعتی داشته باشند، می کوشند در این روز ها، به یادبود نخستین امامشان، مراسمی برپا کرده و یا نذری پزان داشته باشند. آنها بر این باورند که این نذری دادن ها و دعا کردن ها، روحشان را به امامشان نزدیک تر می کند و حاجتشان را روا می دارد. خیلی ها رسم دارند برای طلب حاجت، پای دیگ نذری بیایند و زیر لب، دعایی زمزمه کنند و غذای نذری توی دیگ را هم بزنند و ثوابی ببرند. حتی خیلی ها برای این هم زدن ها و سر دیگ ایستادن ها، آداب و سنن خاصی قایل اند که از ارزش و قداست این عمل حکایت می کند.<br>مردم روستای هزار دستان تنکابن هم به پیروی از همین رسم کهن، در این روزها آیینی برگزار می کنند که در فرهنگ محلی به " شیلان کشی " معروف است. رسم است که مردم در روزهای عزاداری مذهبی، همچون روزهای نوزدهم و بیست و یکم ماه رمضان، و به ویژه به مناسبت شب های احیا، برای رسیدن به آرزو هایشان و برآورده شدن حاجتشان، گوسفند، بز یا گاو نری را سر ببرند و گوشتش را میان همسایگان و آشنایان قسمت کنند . بسیاری دیگر از اهالی هم رسم دارند با گوشت این قربانی، و طی مراسمی پرشکوه، غذایی بپزند و میان مردم پخش کنند.<br> تنکابنی ها رسم دارند تمام این مقدمات را در صحن امام زاده انجام دهند. رمز این عمل شاید در تقدس حضور امام زاده در حلقه در هم تنیده عزاداران باشد. در واقع مردم به حرمت امام زاده، در مرقدش جمع می شوند و بعد از پختن غذای نذری به عزاداری و برپایی مراسم آیین شب احیا مبادرت می ورزند. باید اشاره کنیم که وجود امام زاده های فراوان در خطه مازندران، این عمل را در هر روستایی آسان می کند. مردم در زبان محلی خود این نذری پزان را " شیلان کشی "می گویند. نوع غذا، بستگی به سلیقه نذر کننده اش دارد، اما در فرهنگ و سنت محلی، رسم است که غذای آیینی " شیلان کشی " ، شیر برنج باشد. به این ترتیب که مردم شیر یک روزه حیوانات خانگی خود را به امام زاده می برند و با کمک و همکاری همه اهالی، شیر برنجی درست کرده و موقع افطار میان روزه داران و زائران امام زاده، تقسیم می کنند. روستاییان معتقدند این عمل باعث می شود از گله هاشان بلاگردانی شود. در واقع آنها با این نذری پزان سنتی، گله ها و رمه هاشان را بیمه می کنند.                         (منبع سایت خبرگزاری میراث فرهنگی)

یادم میاد کوچیکتر که بودم و با پدر بزرگ و مادر بزرگم تابستون به ییلاق داکوه(چلیکسرا)  می رفتم ماه محرم، روز عاشورا گالشهای ونداربن و خونیسر و جمرد شیر گاوهاشون رو می آوردن جلو خونه پدربزرگم(آخه خونه پدر بزرگم متعلق بود به آقا شریعتمدار تنکابنی و تو ماه محرم تبدیل می شد به حسینه ) مراسم شیلان کشی اونجا اجرا می شد.

البته در صورت بروز خشکسالی هم این رسم اجرا می شد.




برای دیدن ادامه رسومات کلیک کنید


نوع مطلب : رسومات مردم تنکابن، 
برچسب ها : آداب و سنن، رسم مردم شمال، رسم های مردم تنکابن، رسومات منسوخ شده، احیا رسم های قدیمی، رسومات گذشتگان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()







نوع مطلب : گالری تصاویر-images gallery ، 
برچسب ها : قطره آب، عکس، باران، شبنم،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 فروردین 1393 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()


فاطمه  رفت  و علی  رنجور شد       اشک بهر چشم ها  دستور  شد

آسمان از حزن به تاریکی نشست       قلب  مولا در غم زهرا شکست

                                                                       «میرزا»

آغاز ایام فاطمیه بر تمام محبین اهل بیت پیامبر(ص) تسلیت باد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : یاسر طاهری توبنی
نظرات ()


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...